از یارو میپرسن ساعت چنده؟ یارو بلد نبوده میگه : بدو بدو دیرت شد!!
---------
به یکی میگن با خمیر جمله بساز میگه من بلد نیستم ولی میتونم نون بسازم
----------
غضنفر میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشش نیست میگه 4 حالت داره 1 نیامدم 2بدون کفش اومدم 3 اومدم رفتم 4 بعدن میام
----------
1بار 3تا خر میرن صحرا 2تا گاو برمیگردن.
----------
طرف
داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری
میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین
بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای
میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم
----------
یک روز همه
میرن شکار تمسا هیچ کس نمتونه تمسا پیدا کنه واسه شگار میبینن که طرف رفته
گشه دیوار یک مارمولک را گیر اورده هی میزنه تو گوشش بهش میگه بگو بابات
کجاست بگو بابات کجاست
----------
غضنفر میره تلویزیون بخره میگه آقا تلویزیون رنگی داری مرده میگه آره طرف میگه پس یه قرمزشو بده
----------
غضنفر
داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در
بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و
گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش
----------
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
----------
غضنفرمیره لباس فروشی، میگه: ببخشید شلوار نخی دارید؟
یارو میگه: بعله. ترکه میگه: بیزحمت دو نخ بدین!
----------
به غضنفر خبر میدن که بابات مرده، میگه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی با عینک دودی !
----------
غضنفر
میره تو صف نونوایی، شاطر نونوائی میگه: نون تا اینجا بیشتر نمیرسه، بقیه
برن. طرف میگه: ببخشید اگه میشه جمعتر وایسین نون به ما هم برسه
----------
یکروزیه
بنده خدایی می ره مجلس عزا مجلس که به اتمام میرسه هرکه ازدر میاد بیرون
یک خرما بر میداره این بنده خدا چنتابر میداره طرف میدودنبال این شخص داد
میزنه هی یک نفر مرده یک اتوبوس که نمرده
----------
به به به به این روزها همه Bo2inja.Com نگاه می کنند شما چطور ؟ D: و دیگر هیچ
----------
یه
روز غضنفر با یه دختره دوست میشه دختره سبیل داشته بهش میگه چه سبیلای
خوشکلی داری دوختره گریه میکنه طرف میگه شوخی کردم بابا مرد که گریه
نمیکنه...
----------
به غضنفر میگن راسته که به شما هر چی می گن باید یه بار دیگه بگن تا بفهمین؟میگه :هان؟
----------
یه روز غضنفر با خدا قهر میکنه میره در مسجدو میزنه فرارمیکنه
----------
یه نفر داشته تو دریا غرق می شده مدام داد می زده : من شنا بلد نیستم...من شنا بلد نیستم...
یه غضنفر از اون طرف رد می شده بهش میگه : حالا من تنیس بلد نیستم باید داد بزنم.
----------
غضنفر میره ساندویچی مغازه دار میگه بپیچم یارو میگه نه مستقیم برو
----------
یارو ریشه بزی میزاره میره جنگل شیر میخوردش میادبدوستاش میگه یه بز خوردم مزه سگ میداد
----------
دختره به دوستش زنگ میزنه میگه,یه پسره دنبام راه افتاده,چیکار کنم؟
دوستش میگه خوب تندتر راه برو!!
دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره!!!!!!!!!!
----------
بقیه در ادامه مطلب ==>